تبليغاتX
آبالو

گیسوانت را بیاور شانه پیدا می شود

گیسوانت را بیاور شانه پیدا می شود

بغض داری؟ شانه ی مردانه پیدا میشود

 

امتحان کن ! ساده و معصوم لبخندی بزن

تا ببینی باز هم دیوانه پیدا می شود

 

من اسیر عابر این کوچه ی پاییزی ام

ورنه هر جایی که آب و دانه پیدا می شود

 

عصر پاییزی زیبایی ست لبخندی بزن

یک دوفنجان چای در این خانه پیدا می شود


حامد عسکری

سه شنبه شانزدهم اسفند 1390
نویسنده: سجاد رضازاده

و این بار تو را خواهم یافت

دیوانه تر از آنم که بنشینم و منتظر بمانم

منتظر روزی،شاید روزی دور ،روزی غریب

به خدا هی شمردن روزهای نبودنت بی قرارم کرد

انتظار،خستگی عاشقانه ای است

اما به انتظار نمی مانم

تو ای همیشه جاری،حضور هماره

می خواهم این باربه دنبال نقشه گم شده مهر تو پرواز کنم

و این بار تو را خواهم یافت

ایمان دارم

نمی دانم چگونه ؟کجا؟واز کدام سو؟

به دستان قشنگ تو می رسم

اما امیدوار، شادو مومن ،دل به دریا می سپارم

و هی طوفان هرگز در من هیچ اثر نخواهد کرد

به خدا هی شمردن روزهای نبودنت بی قرارم کرد


عزیز دل سلام...


عزیز دل سلام...


چهارشنبه سی ام شهریور 1390
نویسنده: سجاد رضازاده

سومالی در پنجه مرگ

طرح بسیار خوبی و خلاقا نه ای از "خالد البیه" کاریکاتوریست قطری.


من نمیخواستم ( و نمیخوام ) مطلب خاصی بنویسم 

ولی فقط همینو بگم ، کلمه " سومالی" رو جستجو کنید (تصویر)  ؛ ببینین چند صفحه می تونید دوام بیارید 

تصاویر بسیار عجیبی خواهید دید 

و جالبه که کلمه "Somalia" رو هم جستجو کنین! 

...

همین

سه شنبه هجدهم مرداد 1390
نویسنده: سجاد رضازاده

( عج )


می آیی


و پرانتزهایمان را


از ( عج )


به ( ع ) خلاصه می کنی


و ( ع ) مخفف عزیز خواهد بود ...


                             

                                            احسان پرسا

سه شنبه هجدهم مرداد 1390
نویسنده: سجاد رضازاده

بهار از پشت چشمان تو ظاهر می شود روزی

بهار از پشت چشمان تو ظاهر می شود روزی
زمین با ماه تابانت مجاور می شود روزی

صدایت می رسد از پشت پرچین ها و دالانها
سکوت راه، در گامت مسافر می شود روزی

به جز رنگین کمان در شهر، دیواری نمی ماند
خدا در کوچه های شهر عابر می شود روزی

بیابانها به گرد کوهها چون تاک می پیچند
زمین، سرمست از این رقص مناظر می شود روزی

تمام برکه ها را خوی دریا می دهی ای ماه
درخت از شوق تو مرغ مهاجر می شود

ترنج آفرینش، قصری از آیینه خواهد شد
حریر نور و گل فرش معابر می شود روزی

بتان بر شانه ی محراب و منبر سایه افکندند
تو می آیی، خدا سهم منابر می شود روزی

چه باک از طعنه ی ناباوران؟ ما خوب می دانیم
که شب می میرد و خورشید ظاهر می شود روزی

سمند نور، زلف تیرگی ها را برآشوبد
به فرمانی که از چشم تو صادر می شود روزی

تو باقی مانده ی حقی، به زیتون و زمان سوگند
تمام عصرها با تو معاصر می شود روزی

در و دیوار دیوان غزلهای تو خواهد شد

و حتی سنگ با نام تو شاعر می شود روزی


حامد حسین خانی

چهارشنبه یازدهم خرداد 1390
نویسنده: سجاد رضازاده

آهنگ خیلی قشنگ" سرمه ریز" از احسان خواجه امیری

sorme-riz.jpg

http://s1.picofile.com/file/6473239434/Sorme_Riz.mp3.html


http://ehsankhajehamiri2007.persiangig.com/au...%20Riz.mp3



پنجشنبه هجدهم فروردین 1390
نویسنده: سجاد رضازاده

کسی دارد می آید، لای در را باز بگذارید - عباس چشامی

 

چراغ خانه را روشن کنید، آواز بگذارید
کسی دارد می آید، لای در را باز بگذارید

بیفشانید آبی بر حیاط و یادتان باشد
که در بالای مجلس چهار بالش ناز بگذارید

بجنبید و بیندازید نقلی در دهان غم
به پا خیزید و در دستان شادی‌ ساز بگذارید

الا دل‌های تمرین کرده دور از او پریدن را
از اینجا تا رسیدن‌ْگاه او پرواز بگذارید

بیاید، بیشتر گل می‏ دهد بیشْ‌انتظاران را
اگر دل کنده ‏اید از این صبوری باز بگذارید

نگاهش راهزن بسیار دارد من که می ترسم‏
مگر در رهگذار چشم او سرباز بگذارید!

عباس چشامی

 

جمعه بیست و دوم بهمن 1389
نویسنده: سجاد رضازاده

22 بهمن نقطه سر خط - لحظه وقوع انقلاب!

تا حالا فکر کردین لحظه وقوع انقلاب کی بوده ؟!؟!؟

 

این همیشه برای من سوال بود ، مگه انقلاب یه موضوعیه که بشه گفت "الان دیگه انقلاب اتفاق افتاد"

یا " در این لحظه رژیم قبلی سقوط کرد"  و ...

 

چون وقوع چنین اتفاقی زمان بره ؛ و چرا میگن ۲۲ بهمن ، چرا ۲۱ نه !؟ چرا ۲۳ نه ؟!

یه خورده دنبالش گشتم ، در وقایع ، خاطرات و اتفاقات این روز چیز های زیادی مطرح شده بود ولی

هیچ کدام منو قانع نکرد ، مثلا : تسخیر اماکن نظامی ، یا فرودگاه ، فرار بختیار ،  ایجاد سنگر در کوچه ها

حتی تصرف کاخ شاه ،هیچکدام ، چون قبل از اون مثلا :

شاه که یک ماه پیش فرار کرده بود( تصرف کاخ!)   ،

 همافران چند روز پیش خدمت امام رسیده بوند (تسخیر اماکن نظامی)

و . . .

 

ولی یک نکته کاملا خودشون از این موارد جدا کرده بود ، ناب بود ، خاص بود و تاثیر گذار ...

 

"عصر روز 22 بهمن مردم رادیو تلویزیون را تصرف می‌کنند "

 

به نظر من لحظه وقوع انقلاب این لحظه بود ، دلایل متعددی داره که بماند ...

 

در جامعه شناسی ارتباطات و مخصوصا در علم ارتباز جمعی اصلی داریم که میگه :

 

(احتمالا از مارشال مک لوهان باشه )

 

هر چه رسانه بگوید همان می شود

 

این اصل قبل از سال ۵۷ بر همگان ثابت شده بود ، و در این سال بر ما نیز مشخص شد

 

و تاثیر رسانه در آینده بیشتر و بیشتر خواهد شد ، هر چند بعد از آن کمتر توج به این موضوع شد ولی در چند

سال اخیر وضعیت بهتر شده خدا رو شکر( 

سه شنبه نوزدهم بهمن 1389
نویسنده: سجاد رضازاده

22 بهمن نقطه سر خط

 

شماره دوم نشریه  ۳۲+۱    (به مناسبت دهه فجر)

 

http://islamupload.ir/images/7ayomytaaq9qiaakrt5.pdf

سه شنبه نوزدهم بهمن 1389
نویسنده: سجاد رضازاده

سوره‌ای قطعه قطعه در دستش، رفت شق‌القمر نشان بدهد - محمد حسین انصاری نژاد


مشک بر دوش سوی علقمه رفت، تا که شق‌القمر نشان بدهد    

تا که چشمش هزار معجزه را، بین خوف و خطر نشان بدهد 

شیهه در شیهه اسب وگرد وسوار، آسمان مکث کرده تا چه کند؟  

خیمه در خیمه گریه می شنود، آب را شعله ور نشان بدهد؟! 

مشک لب‌تشنه گرم زمزمه شد، گریه‌های رقیه در گوشش 
تا که یک دشت لاله‌عباسی، غرق خون جگر نشان بدهد 

قبضه ی ذوالفقار در مشتش، خشم دریاست در سر انگشتش
کربلا قلعه قلعه خیبر شد، رفت مثل پدر نشان بدهد 

با خودش فکر می‌کند که فرات، عطش باغ را نمی‌فهمد   
می‌رود معنی شکفتن را، فوق درک بشر نشان بدهد 

همه ی خشم خونفشان علی، در صدایش وزیده، می‌خواهد   
خطبة شقشیقه‌ای دیگر،‌ با رجز‌ها مگر نشان بدهد     

ساعتی بعد آفتاب گرفت، لحظة بعثتی شگفت آمد   
سوره‌ای قطعه قطعه در دستش، رفت شق‌القمر نشان بدهد

محمد حسین انصاری نژاد

دوشنبه چهارم بهمن 1389
نویسنده: سجاد رضازاده